من عبدالزهرا وطن‌دوست در هفتم آبان ماه ۱۳۲۴در کربلای معلی به دنیا آمدم و دوران کودکی و نوجوانی را در فضایی آکنده از رایحه خوش و دلنشین حرمین شرفین مولا علی و سید الشهدا گذراندم.

زندگی در خانواده ای که به کار و فعالیت و صنعت عجین شده بود‌، از همان کودکی با عث شکوفایی علاقه و ذوق من به حضور در محیط صنعت و کارخانه و فعالیت های بزرگ شد‌. به طوری که در زمانی که همسالان من غرق در بازی ها و شادی های کودکانه بودند، تفریح من این بود که دست در دست پدر به کارخانه و محیط پرکارو جذاب کارخانه رفته و مشغول فراگیری کار و کسب تجارب از پدر و عمویم می شدم‌. من توانستم در ۱۵ سالگی اداره چند کارخانه را به عهده بگیرم و تحصیل در درجه دوم اولویت زندگی من قرار گرفت.

عموی بزرگوارم که راضی به متوقف شدن من در تحصیل پس از کسب دیپلم نبود‌، برای فشار بر من به ادامه تحصیل و کسب مدارج عالیه، تحدید به حذف من از محیط کارخانه ها و خانه نشینی ام نمود‌. این تحدید موثر واقع شد و من ناچار به اعزام به انگلستان در سال ۱۹۶۵ برای ادامه تحصیل شدم.

ثمره این سفر تحصیلی پذیرفته شدن در رشته مهندسی هواپیما در دانشگاه لندن تا اخذ مدرک لیسانس در سال ۱۹۷۲ بود‌. پس از کسب علم و تجربه در سال ۱۹۷۲ به عراق بازگشته و کار و فعالیت را از سر گرفتم و در رشد مجموعه صنعتی و گسترش کارخانه جات و نیز افزایش سودآوری آنها کوشیدم و ثمره آن تحصیل علم را در محیط واقعی و عملی صنعت هویدا ساختم.

تحولات سال های پایانی دهه هفتاد میلادی در عراق و افزایش تنش ها با ایران و نیز کینه و عداوت صدام حسین رئیس جمهور عراق نسبت به انقلاب نوپای اسلامی و شروع جنگ با ایران، بهانه هایی به دست او داد تا متعرض ایرانیانی شود که به عشق عتبات عالیات در آن سرزمین سکنی گزیده بودند و با تحدیدات و فشارهای روزافزون، عرصه را بر آنها تنگ کرده و آنان را به بازگشت به وطن آبا و اجدادیه خود مجبور ساخت.

این امر بهترین موقعیت را برای ما فراهم ساخت که تا پس از سالها دوری از وطن به ایران عزیز بازگردیم و با احساس دین قلبی به به این آب و خاک مقدس قدم های خود رو برای میهن عزیزمان برداریم و در صدد جبران مافات برآییم.

در ابتدای ورود به وطن مدتی را به تجارت در زمینه های فرش و مواد شیمیایی و دیگر زمینه های سودآور پرداختم‌. از آنجا که هیچگاه به دنبال سود فردی نبوده ام‌، همینطور علاقه ذاتی من به صنعت و محیط های فعال کارخانه جات و نیز تجارب و توانایی های خودم مرا بر آن داشت تا آینده و زندگی خود را در جهت شروع فعالیت در این زمینه برنامه ریزی کنم.

با اعتقاد به توانایی های خود و نیز عشق وعلاقه وافر به این حیطه‌، میدانستم که شروع این برنامه به ظاهر کوتاه و در واقع سخت و طولانی برایم میسر خواهد بود. لذا با بررسی ها و جمع بندی عوامل متعدد برای شروع فعالیت، استان بوشهر را مناسب دیدم که دلایل متفاوتی و موثری که در این تصمیم موثر بود شامل موارد زیر است.

  1. قرارگیری در کنار آبهای آزاد خلیج فارس
  2. نزدیکی به بازار های پر مصرف کشورهای حوزه خلیج فارس
  3. وجود اراضی وسیع مناسب محیط صنعتی که عمدتا کاربردهای کشاورزی و مسکونی نداشته
  4. عدم سرمایه گذاری های بزرگ دولت و خصوصی
  5. نیروی انسانی فعال، جوان جویای کار
  6. اهمیت احداث تنها نیروگاه اتمی برق ایران در منطقه
  7. وجود دو واحد بزرگ پتروشیمی ایران در خوزستان و فارس، در چند صد کیلومتری بوشهر
  8. شناخته شدن استان بوشهر در زمره مناطق محروم در طبقه بندی های ملی

لذا در در گرماگرم روزهای گرم مرداد ماه ۱۳۶۲ برای ارزیابی و انتخاب محل صنعتی مناسب به بوشهر آمدم.

در اولین قدم برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی شده‌، با کسب موافقت اصولی برای تولید حصیر پلاستیکی، اولین سنگ بنای کارخانه حصیربافی الغدیر با ظرفیت تولیدی سالانه بیش ششصد تن در منطقه خوشاب برازجان در فاصله ۵۰ کیلومتری بوشهر گذاشته شد. در فازهای بعدی گسترش این کارخانه ظرفیت آن تا ۲۱۰۰ تن افزایش پیدا کرد و اشتغال مستقیم آن تا ۲۵۰ نفر افزایش یافت‌. به گونه ای که ۸۰ درصد جوانان بومی روستاهای منطقه در آن اشتغال داشتند.

درمیانه دهه شصت و در سال ۱۳۶۴ فعالیت صنعتی جدیدی در حوزه محصولات بهداشتی را آغاز نمودم‌. ثمره آن تاسیس شرکت تولیدی و بازرگانی مروارید بوشهر بود که با تولید دستمال کاغذی با نام تجاری گل نرگس به بهره برداری رسید. فاز مهم توسعه این شرکت در سال ۱۳۷۱ با تولید پوشک های کامل بچه با نام تجاری پنبه ریز برای اولین بار در ایران کلید خورد که زینت بخش ویترین های داروخانه ها و سوپرمارکت های کشور گردید و افتخار شروع تولید این گروه محصول برای من ثبت شد. اگر چه در این راه رنج و مشقت زیادی متحمل شدم لیکن مشاهده لبخند رضایت بخش مصرف کنندگان خستگی همه ایام را از تن من و همکارانم زدوده و خدا را بر این موفقیت و توفیق سپاس گذارم.

درسال ۱۳۶۵ تحرک فعالیت های صنعتی با احداث شرکت گونی بافی تهران شفق با ظرفیت ابتدایی ششصد تن در سال گسترش پیدا کرد که در ادامه با افزایش توان تولیدی به ظرفیت ۲۰۰۰تن در سال ارتقا پیدا کرد.

رشد و توسعه فعالیت های صنعتی از سال ۱۳۶۸ سرعت بیشتری گرفت، توسعه شرکت های قبل با خرید دستگاه های تولیدی جدید و افزایش ظرفیت آنها در این سال محقق شد.

با مطالعاتی که در این مدت در خصوص شناسایی کالای های وارداتی مورد نیاز کشور وبررسی سایر نیازمندی های صنایع داشتیم‌، به این نتیجه رسیدیم که کشور به طور میانگین سالیانه نیازمند به واردات ششصد تن از انواع نخ های پلاستیکی در انواع مختلف است. این امر موجب خروج ارز زیادی از مملکت میشود. لذا با کسب موافقت های اصولی لازم طرح جدیدی را برای احداث کارخانه تولید انواع نخ های مونوفیلامنت با ظرفیت ششصد تن در سال برای اولین بار در ایران و خاورمیانه پی ریزی کردیم‌. این تلاش ها در سال ۱۳۷۱ به ثمر نشست و این کارخانه با ۶۲ نفر پرسنل شروع به کار کرد. طرح دیگری که در نتیجه مطالعات پیشین به احداث آن مصمم شدم در زمینه تولید انواع چرم های مصنوعی وارداتی مورد نیاز صنایع کشور بود که به دلیل مشکلات تامین ارز علیرغم پیشرفت فیزیکی زمان بیشتری برد و با به ثمر رسیدن همه تلاش ها در بهمن ماه ۱۳۷۲ کارخانه بوشهرچرم شروع به تولید چرم مصنوعی کرد‌. از مواد PVC و PU با ظرفیت تولید سالانه ۲۵۰۰تن در یک شیفت کاری و با اشتغال بیش از ۱۸۰ نفر در اولین فاز به بهره برداری رسید و با عرضه محصولی با بهترین کیفیت های قابل رقابت با بزرگترین کارخانه جات چرم مصنوعی دنیا نیاز مصرف کنندگان داخلی را برطرف نمود.

 

از سال ۱۳۶۲ که فعالیت های من در استان شروع شد هدفم این بود که ظرف مدت ۱۰ الی ۱۵سال ۱۰ کارخانه تولیدی احداث کنم‌.می خواستم تلاش نمایم تا در جهت تبدیل این منطقه محروم (خوش آب) به یک قطب صنعتی‌، کار موثری را انجام داده و پی ریزی کنم. اگر چه تا سال ۱۳۷۰ موفق به احداث ۵ کارخانه شدم لیکن احساس رضایت کامل نداشتم. پنج کارخانه موفق که زمینه مساعدی برای اتحاد و تجمیع توانمندی های آنها جهت تاسیس یک گروه صنعتی به منظور تسهیل اهداف فراهم آورد.

مطالعه طرح تاسیس این گروه را در اواخر سال ۱۳۶۹ شروع کردم و در اوایل سال ۱۳۷۰ برای ثبت و آغاز فعالیت اقدامات لازم شروع شد و بدلیل استفاده پنج کارخانه قبلی از مواد پلیمری بعنوان مواد اولیه نام گروه را “گروه صنعتی پلیمر بوشهر” انتخاب کردم. موضوع فعالیت این گروه عبارت بود از اقدام به تاسیس و راه اندازی کارخانجات تولیدی و اعمال مدیریت و هدایت و تامین نیازمندیهای تدارکاتی و مواد اولیه و نیز تجمیع و ارائه خدمات اداری و ستادی کل شرکت ها و کارخانه جات زیرمجموعه در این گروه.

اساس نامه گروه به این شکل نوشته شد که اگر شرکت یا کارخانه ای حتی در مالکیت گروه هم نباشد بتواند از خدمات گروه در قبال پرداخت هزینه های متعلقه بهره مند شود‌. در .اقع هدف ما مساعدت و جلب همکاری سایر کارخانجات و شرکت ها و نیز بهره وری از تجارب و توانمندی های گروه است.

با گسترش واحدهای صنعتی گروه و نیاز کارخانجات به قطعات و لوازم یدکی و خدمات فنی و مهندسی و نیز مشکلات تامین آنها، در همان روزای اولیه تاسیس گروه موافقت اصولی احداث واحد فنی و مهندسی اخذ گردد و با حد اقل امکانات در همان سال ۱۳۷۰ تاسیس و مورد بهره برداری قرار گرفت. با تجهیز این واحد و بهره گیری از دانش مهندسین و متخصصین فنون مختلف طولی نکشید که این واحد علاوه بر دستیابی به قدرت تولید بیش از ۸۰ درصد قطعات و لوازم یدکی، کار مونتاژ ماشین آلات و ساخت ملزومات صنعتی واحدهای تحت پوشش را نیز با موفقیت در پیش گرفت.

از دیگر واحدهای صنعتی نوین گروه صنعتی پلیمر که در اوایل دهه ۷۰ شروع به کار نمود شرکت بتن قطعه بوشهر است‌. این شرکت با بهره وری از ماشین آلات و تکنولوژی ایران و ایتالیا به تولید اتوماتیک و نیمه اتوماتیک انواع قطعات بتنی ساختمانی و عمرانی را تولید می نماید.

در نیمه دهه هفتاد طرح جدیدی در گروه پایه ریزی شد و با احداث واحد تولید مسواک و با بهره گیری از ظرفیت کارخانه تولید نخ گروه، ارزش افزوده جدیدی ایجاد شد و محصول خروجی کارخانه ای در کارخانه جدیدی مورد استفاده قرار گرفت‌، که زمینه رشد و سودآوری بهتر هردو کارخانه را فراهم آورد. تیجه این فعالیت، ایجاد ظرفیت تولید سالانه بیش از ۱۲میلیون عدد انواع مسواک با بهترین کیفیت در کارخانه بوشهر مسواک بود که در سال ۱۳۷۶ به بهره برداری رسید.

 

یکی از مشکلاتی که ذهن مرا در آن سالها به خود مشغول کرده بود حجم ضایعات واحدهای صنعتی صنعتی بود‌. لازم بود در خصوص آن چاره اندیشی شود که ره آورد آن تاسیس شرکت کیمیاگران بازیافت بود‌. با استفاده از ظایعات عمدتاً پلیمری کارخانه های دیگر و گرانوله کردن آنها، زمینه نگهداری راحت تر و نیز فروش بهتر و آسانتر آنها به سایر صنایع خریدار اینگونه مواد فراهم شد.

در ادامه حرکت رو به رشد گروه، در سال ۱۳۷۶ بهره برداری از شرکت ابریشم تاب بوشهر آغاز شد که محصولات آن شامل انواع گوش پاک کن های بهداشتی و آرایشی می باشد.

سالهای پرمشغله دهه هفتاد، ابتدای حرکت گروه در شاخه جدیدی بود که همانا ورود به شاخه تولید محصولات صنایع غذایی بود که با اولین حرکت در خرید مجموعه کارخانه جات تولید کننده فرآورده های گوشتی و دریایی با نام آفرید در ابتدای سال ۱۳۷۶ انجام پذیرفت. این کارخانه بزرگ که به دلایلی دچار نابسامانی هایی بود و در شرف تعطیلی، پس از پیوستن به گروه صنعتی پلیمر و بازسازی ها و افزایش توان و ظرفیت آن به نتایج ارزشمندی رسید که ثمره شهرت آن در عرضه محصولات فرآورده های دریایی با بهترین کیفیت و صادرات موفق آن به بازارهای اروپایی و آسیایی و حتی آمریکا بود.

تولید موفق محصولات غذایی دریایی در کارخانه آفرید ما را به فکر انداخت که چرخه کاملی از محصولات و تولیدات را در این بخش ایجاد کنیم. ثمره این برنامه ریزی بزرگ و بلند مدت ایجاد و احداث کارخانه جات و مجموعه های تولیدی بزرگ و نیز تدوین طرح های نوینی در این زمینه شد‌.

مجموعه تکثیر و پرورش میگو مند بوشهر در زمینی به مساحت ۸۵۰ هکتار در نقطه تلاقی رودخانه مند و خلیج فارس ایجاد شد که هدف از آن تکثیر و پرورش میگو پرورشی جهت فرآوری و صادرات بود که امروزه با تولید بیش از ۸۰۰ تن میگو در سال، یکی از بزرگترین سایت های تولید میگو در ایران می باشد.

شرکت خرید اینترنتی مروارید پنبه ریز‌، نیز زیر مجموعه‌ای از گروه صنعتی پلیمر بوشهر است‌. این شرکت از سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را آغاز کرد و در سال ۱۳۹۰ موفق به اخذ مجوز بازاریابی شبکه‌ای شد‌.

 


برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،