در مطلب پیشین به این بحث پرداختیم که شرکت های بازاریابی شبکه ای بین المللی چه شرایطی را برای ورود به بازار های جدید در نظر می گیرند.
آنها چه مراحلی را طی می کنند و چه حساسیت هایی را به خرج می دهند.

البته هدف مطلب صرفاً نگاه کردن از زاویه ای تازه به این جریان است؛
و به معنای پیش بینی یا تنها حالت موجود نیست.
با این وجود سناریوی مطرح شده برای بخشی از این جامعه برقرار است.

مطلب قبلی را با عنوان “با ورود شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی چه اتفاقی برای مخاطبان ایرانی می افتد؟” می توانید از اینجا مطالعه کنید.
در این مطلب بررسی می کنیم که ورود شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی چه شرایطی را در ایران ایجاد می کند؟

شرایط امروز نتورک ایران

نتورک ایران از سال ۸۸ به سمت چهارچوب مند شدن حرکت کرد.
این چهار چوب در طی یک دهه پیشرفتهایی داشته اما شاید هنوز نتوانیم آن را به روز ترین مدل بدانیم.
جای خالی سبد های متنوع خدمات و طرح های درآمدی خلاقانه و تناسبی در این آئین نامه ها خالی است.
و می توان تصور کرد که با تغییر و به روز رسانی این قوانین،
بستر گسترده ای برای بازار پر پتانسیل ایران ایجاد می شود.

اما به هر حال با شرایط امروز، اگر جانب انصاف را حفظ کنیم و این کودک ۸ ساله را بر اساس سنش قضاوت کنیم،
در این ۸ سال که از نتورک قانونی ایران می گذرد، رشد های ارزشمندی نیز اتفاق افتاده.

سوپر مارکت هایی که سال ۹۰ به صورت شبکه ای انبار های خود را خالی می کردند.
امروز محصولات منحصر به فردی نیز در سبد محصولی نتورک ایران به چشم می خورد.
محصولاتی که حتی خارج از شبکه و طرح درآمدزایی نیز مشتریان وفادار ایجاد کرده اند.

مزیت رقابتی ما در ایران

همچنین همانطور که پیش تر سابقه تاریخی را گفتم، شاید تجربه و استعداد ما در شرکت داری به پای خارجی ها نرسد.
اما نتورکر های ما در هر شرکتی که بودند از بهترین های آن شرکت بودند.
خاطرم هست که لیدر های V-Team (شرکت طراحی کننده آموزش که سهامش توسط کیونت خریداری شد) همان روز ها می گفتند ما چیز زیادی برای آموزش به ایرانیان نداریم.
بسیاری از استراتژی هایی که در سمینار های آموزشی بین المللی رونمایی می کردند، از قبل به طور خود جوش در ایران زیر زمینی مرسوم و مورد استفاده بود.

نمی خواهم ارزش کارشان را زیر سوال ببرم؛
آنها برای بدست آوردن این تجارب زحمت کشیده اند و حق دارند امروز تجربیاتشان را به متقاضیان عرضه کنند.
از ریشه موضوع آنقدر پیچیده نیست که احتیاج به شاخ و برگ زیادی داشته باشد.
اما هر کسی با زبان خودش مسایل را دسته بندی می کند.
هر چه نام گذاری ها، مرحله بندی ها و لیست ها بیشتر شود، یادگیری هم سخت تر می شود.
جالب اینکه در طول تمام این سالها شاید تعداد انسان هایی که با این آموزش ها موفق شدند بیشتر شده باشد، اما درصدشان نسبت به کل تغییر محسوسی نکرده.
انگار چه آموزش ببینند چه نبینند همان درصد افراد موفق می شوند.

پتانسیل ایران

من از دهه ۸۰ پیگیر آموزش های بین المللی بودم؛
اگر احتمال خطای انسانی من را فاکتور بگیریم، با درصد بالایی از اطمینان می گویم هنوز هم چیز متفاوتی برای یاد دادن وجو ندارد.
دقت کنید که می گویم “متفاوت” و نه “ارزشمند”!
قطعاً آموزش های شرکت های بازاریابی شبکه ای بین المللی ارزشمند است.
لیدر های خارجی بین المللی مثل رندی، دکستر، ویس لندن، آرت جوناک
و همچنین ایرانیان موفق بین المللی مثل رامین مسگرلو، ماریا قادری، الی درک و دیگر بزرگان
هر روز در حال به روز رسانی تجربیات خود و انتقال آنها با زبانی تازه هستند.
این تجربه و زمان، بسیار بیشتر از هزینه آموزش هایشان به پیشرفت ما کمک می کند.

نکته مد نظرم این است که خبری از غول چراغ جادو در آن آموزش ها نیست.
آموزش های لیدر های مطرح دنیا را پیگیری کنید.
خواهید دید که همان مفاهیم ساده را شاید با کلامی جدید ارائه می کنند.
اگر معتقد باشیم “خارجیش بهتره” بیشتر از حرف مجربین داخلی به آنها دقت می کنیم.
به همین دلیل هم بیشتر تاثیر می گیریم.
در صورتی که اگر همان ارزش گذاری را روی آموزش و تجربه داخلی کنیم،
قطعاً محتوای آموزشی مان توان رقابت و شاید صادرات نیز دارد.

این مهم نشان از توان بومی ساکنان این سرزمین در برقراری ارتباط است.
همان کلیدی که شاید در فرهنگ سرد و خشک بسیاری کشور ها، احتیاج به مرحله بندی آموزشی دارد.
موفقیت لیدر های ایرانی و درآمد های چند صد هزار دلاری آنها در همین شرکت های داخلی نشان از این توان دارد.
البته پتانسیل بالا نیاز به آموزش را زیر سوال نمی برد.
این صحبتم خارج از خوب و بدی، به کم تجربه بودن و محدودیت های قانونی خدمات تمام شرکت های ایرانی بر میگردد.

چه چیز را باید از شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی بیاموزیم؟

رموز موفقیت شرکت های نتورک خارجی

حال که محتوای آموزش شرکت های بازاریابی شبکه ای بین المللی را به چالش کشیدیم، نباید از آن طرف بوم هم بیفتیم.
بیشترین ارزشی که خارجی ها روی آن تکیه دارند “بینش و آینده نگری” است.
شرکت های نوظهوری در ایران هستند که با الگوهای سالم و موفق تجاری کار خود را شروع کرده اند؛
و زمان ثابت خواهد کرد که هر کدام تا چه اندازه به ارزش های امروز خود پایبند می مانند.
اما بیشتر ما و شرکت هایمان هر چقدر هم که با هوش و خلاق هستیم، اکثر راه حل هایمان مقطعی است.

بر فرض وقتی کمیته نظارت شرط جدیدی برای طرح درآمدی می گذارد، به سرعت تغییراتی را ایجاد می کنیم تا پلن قبلیمان در آئین نامه جدید هم مجوز بگیرد.
اگر ۱۰ بار در سال این تغییر اتفاق بیفتد ما نیز هر بار خود را قالب جدید فرو می بریم.
به جای آن می توانیم مطالعه کنیم آئین نامه ها بر چه اساسی تعیین می شوند.
یک بار خود را با همان قوانین هماهنگ کنیم.
هر بار اهداف و برنامه ریزی جمعیت نتورکرمان را به چالش نکشیم.

وقتی آینده نگری نداریم نمی توانیم تشخیص دهیم چه مجوزی به درد ما می خود و کدام به ما مربوط نیست.
حتی قبول نمی کنیم که توزیع بعضی از محصولات به نتورک مارکتینگ توجیه ندارد!
به صرف علاقه به تصاعدی که در نتورک اتفاق می افتد، فکر می کنیم هر چیزی را می توان با این روش فروخت.
هر جا هر صحبتی از امتیاز می شود در صف می ایستیم تا بعداً فکر کنیم که کجا از آن امتیاز استفاده کنیم.
نشانه این رفتار در اکثر شرکت های ایرانی نتورک و غیر نتورک مشهود است.
امیدواریم در نسل های جدید شاهد بینش های ارزش آفرین جهانی بیشتری در شرکت های ایرانی باشیم.

طراحی سیستم

شاید دور از واقعیت نباشد که بگویم تمام موفقیت در این کسب و کار به داشتن جریان مشتری و سیستم بر می گردد؛
سیستم و جریان هر دو بر اساس چشم انداز شکل می گیرند.
وقتی چشم انداز و بینش بلندی برای آینده تجارت وجود نداشته باشد،
تمام خلاقیت ها و پتانسیل ها برای ایجاد راه حل های مقطعی هزینه می شوند و در نهایت هم فرمولی قابل تکثیر را نتیجه نمی دهند.

وقتی بینش و دید بلند مدت نداشته باشیم نمی توانیم سیستم طراحی کنیم.
وقتی نتوانیم سیستم طراحی کنیم موفقیت هایمان فرد محور می شود.
همانطور که الان در بیشتر شرکت ها کسانی بالاترین درآمد ها را دارند که به واسطه تجربه شخصی و یا سابقه همکاری با یکی از خارجی ها در گذشته، خودشان به صورت سیستماتیک عمل می کنند.

بینش و چشم انداز مسیر حرکت ما را روشن می کند.
هدف ما را از کسب درآمد به ساخت ماشین رشد روز افزون تغییر می دهد.
درآمد صرفاً یکی از اهدافی است که زیر سایه ساخت این ماشین بدست می آید.
برای آشنایی با مزایای دیگر این ماشین پیشنهاد می کنم مقاله مرتبط با توصیه رابرت کیوساکی را از اینجا مطالعه کنید.

احترام به کرامت انسانی در شرکت بازاریابی شبکه ای بین المللی

رفتار شرکت های موفق با مشتریان

نکته آموزنده دیگر در رفتار شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی ، احترام به کرامت انسانی افراد است.
ما با وجودی که ذهن و خانه هایمان از جملات قصار بزرگان پر شده، کمتر می تونیم خودمان را از قضاوت دیگران دور کنیم.
این موضوع هم از جمله مسایلی است که در سایه وجود سیستم قابل آموزش است.

وقتی در رفتار شرکتهای حرفه ای عمیق نگاه کنیم متوجه می شویم که آنها در احترام به افراد،
ارزش های خودشان را ملاک قرار می دهند؛
نه رده یا درآمد آن فرد را.
هر چند استفاده از مزایا و خدمات شرکت رده ای خاص را می طلبد،
اما احترام موضوعی همگانی است.

اگر من صرفاً آموزش ببینم که به بالاسری ها یا رده های بالاتر احترام بگذارم،
احتمالاً عقده ای در ناخودآگاهم شکل می گیرد.
بیشتر از آن که طالب موفقیت واقعی باشم، می خواهم به جایگاه کسی برسم که امروز باید برایش احترامی ویژه قایل شوم.
این عقده گاهی در آینده باعث می شود من هم از جایگاهم سو استفاده کنم.

اگر صرفاً به من احترام بگذارند، احتمالاً به مرور حس خود برتر بینی در من شکل می گیرد.
اما اگر تحت نظارت یک سیستم احترام ببینم و یاد بگیرم چگونه احترام بگذارم، احتمال بیشتری برای درک ارزشمندی انسان وجود دارد.
در سایه این ارزشمندی من قضاوت نکردن، عدم تعصب و بسیاری خصایص دیگر را نیز می آموزم.

برخورد بی قضاوت در شرکت نتورک مارکتینگ بین المللی

نتورک های بین المللی به دلیل وسعت کار و تنوع نتورکر ها اگر بدون قضاوت برخورد نکنند، بخش بزرگی از بازار خود را از دست می دهند.
البته کسی که دید جهانی شدن را به سازمانش داشته باشد حتی در روستای خود نیز درگیر قضاوت دیگران نمی شود.
اما نتورک های داخلی آن چندان حساس نیستند که به مشتریانشان احترام بذارند.
شاید اعتقاد دارند به دلیل انحصار نسبی که در بازار امروز پیدا کرده اند، مشتریان و نتورکر ها چاره دیگری ندارند.

متاسفم که بگویم بسیاری از ویژگی ها و مزایای این کسب و کار در شرکت های مجوزدار امروز ایران به چشم نمی خورد؛
اما همچنان نام صنعت فروش مستقیم و فرصت نتورک مارکتینگ را یدک می کشند.

مشتری مداری شرکت های بازاریابی شبکه ای بین المللی

شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی بیش از ما معتقدند که مشتری باعث ساخت تجارت شان می شود.
آنها حتی قوی ترین نتورکر های خود را به چشم مشتری می بینند.
بهترین خدمات و امکاناتشان را برای آنها هزینه می کنند.
همچنین مرز بین کادر شرکت و نتورکر ها را به خوبی می شناسند.

در کشور ما حتی جایی که شرکت ها قصد نزدیکی و همدلی با شبکه انسانی خود را دارند مرز حرفه ای تجارت را حفظ نمی کنند.
حتی در شرکت های نتورک مارکتینگ بزرگ ایرانی گاهی قیمت گذاری محصولات توسط لیدر های مجموعه صورت می گیرد.
در صورتی که اطلاعت شناخت بازار، حاشیه سود و قیمت گذاری مسیر های علمی دارند و لزومی به رای گیری از مشتریان ندارد.
این روش ها بیشتر دوستی خاله خرسه است تا راهکاری موثر و به نفع مشتریان.

حس خود ارزشمندی

در موارد بالا بیشتر در مورد مسایلی که شرکت ها باید تجربه کنند صحبت کردیم.
اما این مورد زیر بنای تمام موارد است و روی صحبتش با نتورکر ها و مشتریان شرکت هاست.
در واقع در هر بازاری این ما مشتریان هستیم که کیفیت بازار را تعیین می کنیم.
اگر ما روی قیمت حساسیت نشان دهیم، شرکت ها قیمت محصولشان را ملاک قرار می دهند،
و اگر روی کیفیت حساس شویم، مجبورند تا کیفیتشان را ارتقا دهند.

حتماً در فضای مجازی مثال هایی از رفتار مردم ژاپن و آلمان بعضی دیگر از کشور های پیشرفته دیده اید،
از نخریدن شیر گران شده تا پافشاری یک شهروند عادی برای حق رد شدن از خط عابر (با رد شدن از روی کاپوت ماشین هایی که روی خط ایستادند)
این مردم
دلیل اینکه شرکت های خارجی مجبورند کیفیتشان را ارتقا دهند این است که مشتریانشان برای خود ارزش قایلند.
آنها هر جنسی را به هر قیمتی نمی خرند تا درآمد کسب کنند.
اما شرایط ویژه اقتصادی کشور ما، تاثیر عمیق فرهنگی روی ارزش های فردی مان هم گذاشته و باید برایش سرمایه گذاری آموزشی کنیم.

بسیاری معتقدند محصولات نتورک ایرانی بنجل است.
یا دست کم قیمت شان به کیفیتشان نمی ارزد.
متاسفانه باید بگویم در کنار چند محصول با ارزش در سبد هر شرکت، بیشتر محصولات نتورک ایران همین ویژگی را دارند.
یعنی اگر طرح درآمدی نباشد شاید مشتریان و نتورکر ها بسیاری محصولات مشابه را به شرکت خود ترجیح می دهند.

اما چرا با این میانگین کیفی، باز شرکت ها رشد های حبابی می کنند؟


دلیل اصلی آن ارزشی است که مشتریان و نتورکر ها برای خود قائل نیستند.
آنها همین محصولات را می خرند و می فروشند.
حتی مانند کارمندان شرکت در صورت عدم پرداخت پورسانت یا تغییرات ناگهانی شرکت نیز از خود انعطاف نشان می دهند.
این هم نوع دیگری از دوستی خاله خرسه ماست.
فکر می کنیم با این کار به شرکت کمک می کنیم.
حال آن که شرکت خودش باید به خودش کمک کند، ما مشتری هستیم.
اگر نمی تواند به خودش کمک کند در آینده نیز نمی تواند پشتوانه مطمئنی برای تجارت ما باشد.

در صورت ورود شرکت نتورک مارکتینگ بین المللی چه اتفاقی می افتد؟

وضعیت ایران در صورت ورود شرکت های نتورک خارجی

بعد از تمام صحبت ها و تحلیل ها فرض کنیم که شرکت های خارجی به طور رسمی به ایران بیایند.
احتمالاً آنها از همان مسیر خودشان وارد می شوند.
یعنی ابتدا با معرفی و برندینگ محصولشان وارد بازار می شوند.
آنها به جای اینکه نتورکر های فعلی ایران را بازار هدف خود ببینند، مصرف کنندگان محصولاتشان را شناسایی می کنند.

شرکت های نتورک مارکتینگی که فعالیت بین المللی می کنند در ساختن از صفر، مهارت و تجربه دارند.
بعید است که بازار اولیه خود را نتورکر ها در نظر بگیرند.
در سیستم فکری اکثر آنها نتورکر از دل مشتری راضی ساخته می شود.
احتمالاً موازی با آن موج مخالفت و تخریب لیدرها و شرکت های داخلی که ترس از ریزش یا جا بجایی سازمان شان را دارند، شروع می شود.

ایجاد شک و تعصب

تخریب باعث می شود که بخشی از سازمان که هنوز فرصت شناخت و مطالعه نداشتند متزلزل بشوند.
نتیجه این شک معمولاً به چند صورت خودش را نشان می دهد.
گروهی کورکورانه به شرکت های بازاریابی شبکه ای بین المللی هجوم می برند به امید اینکه اهداف خود را آنجا پیدا کنند.
آنها پیش خود فکر می کنند “حتماً چیز ارزشمندی آنجاست که از آن منع می شوند”

گروهی دیگر روی شرکت خودشان متعصب می شوند و با تخریب شرکت های جدید خود را از یادگیری از رقبا محروم می کنند.
فرقی نمی کند این تعصب از عدد پورسانت بوجود بیاید یا حس وطن پرستی.
تعصب جلوی یادگیری را می گیرد.

البته بخشی از افراد هم بعد از مدتی از همکاری با رفقای خارجی دست می کشند.
چون نمی خواهند یا نمی توانند خود را با سیستم هماهنگ کنند.
در بعضی موارد هم مزیت های شرکت ایرانی برایشان بیشتر است.
مثلاً بسیاری از شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی به جای پورسانت نقدی، بخشی از پاداش هایشان را با خدمات ارائه می دهند.
این روش برای افرادی که پول نقد را ترجیح می دهند چندان دلچسب نیست.

تحقیق

عده ای هم پس از این شک به دنبال تحقیق بیشتر می روند.
این گروه نسل جدیدی را در این صنعت رقم می زنند.
این گروه هر جا که باشند تاثیرات عمیقی می گذارند.
آنها باعث تصویب آئین نامه های جدید می شوند.
شرکت های جدیدی را تاسیس می کنند و از روش های مدرن استفاده می کنند.
به عنوان کادر، مشاور یا نتورکر در شرکت های قدیمی باعث ایجاد تحول بنیادین می شوند.

این چرخه وقتی کارآمد تر می شود که با استاندارد های جدید، شرکت های داخلی نیز توان رقابت بین المللی پیدا کنند.
به نظر من در نهایت اتصال جامعه فروش مستقیم و نتورک ایران به جامعه جهانی این صنعت، فصل جدیدی را در کل این صنعت ایجاد می کنند.

بازاریابی شبکه ای بیشتر از هر چیز بر محور مشتریان و نتورکر هایش می گردد.
اگر امروز ما از وضعیت شکایت داریم یا از آن لذت می بریم، هر دو دستپخت خودمان است.
شرکت های نتورک مارکتینگ بین المللی شاید بتوانند شوک موقتی را به کسب و کار ما وارد کنند.
اما هیچ چیز جز ما نمی تواند ما را تغییر دهد.
همین امروز و در ایران نیز، ایده های جذاب بین المللی در حال رشد هستند.
شاید هنوز پشت سد بعضی مجوزات در حال مذاکره اند یا راه کارهای دیگری پیش گرفتند.
اما به هر حال به دست ما مشتریان است که مسیرشان تعیین می شود.

حرف آخر

به نظر من برای تغییر فضا لزومی نداره برای ورود شرکت های خارجی صبر کنیم.
اگر همین امروز در هر جای این صنعت هستیم بینش خود را بالا ببریم، در مسیر موفقیت قرار می گیریم.
تمام چیزهایی را که منتظریم از شرکت های خارجی یا هر جای دیگر یاد بگیریم، الآن هم در دسترس ما هست.
مهمتر از پلن و محصول ارزشی است که ما برای خودمون قائلیم.

اگر به ارزش خودمون واقف باشیم، هر محصولی را نمی خریم.
اگر هر محصولی را نخریم شرکت ها مجبور می شوند کیفیتشان رابالا ببرند.
اگر به ارزش خودمون ایمان بیاریم، بخاطر چند درصد کمتر و بیشتر پورسانت شرکتی را انتخاب نمی کنیم.
بلکه ملاک مون رو می ذاریم میزان احترام و خدماتی که شرکت برامون قائله.
زیرا این موضوع باعث ثبات در رشد می شود.
اگر درست انجام دهیم اعداد بزرگ به هر حال اتفاق می افتند.

امیدوارم در این دو مطلب به تحلیل شما از این شرایط کمک کرده باشم.
اگر مطلب اول را نخواندید می توانید از این لینک سراغ آن بروید.
در هیچکدام از مطالب قصدم این نبوده که خطی بین موفقیت در شرکت های ایرانی، خارجی یا مجوزدار های کمیته نظارت و دیگران بکشم،
قدرت خرد جمعی که در شبکه انسانی نتورک مارکتینگ ایجاد می شود،
میانگینی از افرادی است که مشغول فعالیت در آنند.

در نهایت اگر قدرت اهرم را باور کنیم، به جای بزرگ کردن اسم چند نفر و تقلید کورکورانه از آنها، سیستم ایجاد می کنیم تا هر کسی بتواند موفقیت را تجربه کند.
سیستم دلیل موفقیت تمام تجارت های بزرگ است.


برچسب ها :