شرکت نتورک مارکتینگ خارجی یکی از اولین تلنگرهایی بودند که ما را به سمت داشتن شرکت بازاریابی شبکه ای پیش برد.
در سالهای دهه ۷۰ اکثر طرح های ایرانی به وضوح پونزی هایی نخ نما بودند.
نتورک های خارجی برای اولین بار به ما استفاده جدیدی از شبکه انسانی را یاد دادند.
اما آیا امروز هم می توانند برای ما آورده ای ایجاد کنند؟

در مطلب پیش رو قصد دارم به تحلیل وضعیت امروز ورود این شرکت ها به کشور بپردازم.
با توجه به تغییرات ایران در این سه دهه، مزایا و چالش ها را از چند جنبه بررسی کنیم.
قبل از آن که به بحث اصلی وارد شیم، به این سوال بپردازیم که اصلاً چرا نتورک های خارجی باید بخواهند که به ایران بیایند؟

چرا باید نتورک های خارجی تمایل به ورود به ایران داشته باشند؟

اولین دلیل هر شرکتی برای ورود به منطقه ای جدید افزایش فروش محصولات خود است.
به طبع در این زمینه ایران یکی از بازارهای بکر برای اکثر محصولات مصرفی است.

ما ایرانی ها علاقه ای عجیب به اجناس خارجی داریم.
آنقدر مهم نیست که چه چیز باشد. در اکثر موارد اعتقاد داریم “خارجیش بهتره”.
البته از حق نگذریم که در بسیاری موارد آنها از تکنولوژی های به روز تری بر خوردارن و کیفیت تولیداتشون هم بالاتره.

خب این اخلاق ما از چشم شرکت های خارجی هم دور نمونده.
بسیاری از شرکت های خارجی حتی شرایط خاص قیمت و کیفیتی مخصوص برای ما آماده می کنند.
تا حس “خارجی خریدن” ما را ارضا کنند.
این دلیل به ما می گوید که بازار ایران حتماً مورد توجه شرکت های بین المللی نتورک نیز هست.

از طرف دیگر با توجه وضعیت بیکاری در کشور، پتانسیل بالایی برای ورود به نتورک داریم.
مخصوصاً اگر قرار باشد پورسانت ارزی بگیریم یا طرف قرارداد شرکتی بین المللی باشیم.
در شرایط اقتصادی امروز باید فرصت ایجاد درآمد بین المللی را در کنار سادگی ورود به نتورک نگاه کنیم.
با این وصف، ایران یک پیشنهاد اکازیون به حساب می آید.

جایگاه نتورک ایران در جهان

سابقه نتورک خارجی در ایران

جدا از موارد بالا که شاید برای هر شرکت خارجی حتی غیر نتورک انگیزه ایجاد کند، ایرانی ها سابقه درخشانی در نتورک مارکتینگ دارند.
تا امروز خیلی از شرکت های کوچک و بزرگ تو ایران مشغول فعالیت شدن.
دو تا از بارزترین این شرکت ها کیونت و اوریفلیم بودند.
البته هر دو برای دوره ای بودند که نتورک در ایران قانون مند نبود و فعالیت هیچ کدام امروز مجاز نیست.

فارغ از مسایل قانونی، رشد این دو شرکت خبر از پتانسیل ایران برای نتورک مارکتینگ می دهد.
شرکت کیونت در مدت کمتر از ۸ سال موفق به ثبت بیش از ۳ میلیون جایگاه در ایران شده بود.
جالب اینکه حدود ۴ سال از این مدت را ما ایرانیان در کنار هشدار های مداوم رادیو و تلویزیون اقدام به عضوگیری می کردیم.

کیونت تک خرید با پلن باینری بود.
وزنه کار ایرانی ها در کیونت بسیار سنگین بود.
در حدی که ایران شاخه بزرگ یا اصطلاحاً “دست پتانسیل” شرکت به حساب می آمد.
پتانسیل این رشد وقتی مشخص تر می شود که بدانید ۹۰ درصد ثبت نام کننده ها هنوز هم به دلیل محدودیت های قانونی محصول خود را دریافت نکرده اند.

تاثیر جهانی نتورک ایران

اوریف لیم هم با کمتر از ۴ سال فعالیت نتورک در ایران، به فروش بیش از ۱۰ میلیارد تومان در شهر تهران رسیده بود.
این ۱۰ میلیارد آن روز ها معادل ۱۰ میلیون دلار بود که حتی در رتبه بندی جهانی این شرکت تاثیرگذار شد.
جالب است بدانید که رکورد بالاترین سرعت رشد در هر دو شرکت نیز در عرض همان چند سال به دست ایرانی ها شکسته شد.

بعد از مطالب بالا سوال دیگری در ذهن شکل می گیرد.
با این همه خوبی بازار ایران، چرا هنوز خبری از نتورک های خارجی نیست؟
عمیق شدن در این مطلب باعث روشن شدن برخی دیگر خلقیات عموم ایرانی ها می شود.
این ویژگی ها به تحلیل شرایط کمک می کند.

آیا نتورک های خارجی تمایل به ورود به ایران دارند؟

ما ایرانی های امروز صد ها ویژگی مثبت و منفی داریم.
البته تک تکمون منحصر به فردیم اما به طور میانگین خصلت هایی تو جامعمون بیشتر دیده می شه.
یکی از این خصلت ها قانون گریزیه.
اکثراً انتقام عدم موفقیت خودمون رو با شکستن قوانین از جامعه و دولت و دنیا می گیریم.
نمی خوام تو این مطلب وارد تحلیل دلایل این کار بشم. بلکه صرفاً به عنوان یک واقعیت خام می پذیرمش.

ما شب ها ورود ممنوع می ریم چون پلیس نیست.
از سفر های خارجیمون جنس قاچاق میاریم چون پلیس نمی تونه جلومون رو بگیره.
سفر های طولانی داخل کشور می ریم تا جنس های قاچاق رو از یه شهر خاص بخریم.
نوشیدن الکل پشت فرمون رو یک موفقیت و دهن کجی به قوانین دست و پا گیر می دونیم.
حتی خیلیامون بر اساس نقض قوانین تجارت و درآمدمون رو طراحی می کنیم.

نکته ظریفی پشت این اخلاق ما به چشم میاد.
من علاقه دارم اونو در قالب سوال مطرح کنم؛ آیا شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی برای استفاده از پتاسیل های ایران، اصلاً احتیاج به ورود قانونی به کشور دارند؟

آیا شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی نیازی به حضور در ایران دارد؟

قطعاً بازار ایران مورد توجه نتورک های خارجی هست.
اما این توجه به استفاده از بازار ایران است نه لزوماً حضور در آن!
تعداد کسانی که امروز در ایران مشغول همکاری با شرکت خارجی هستند کمتر از نتورکرهای شرکت های دارای مجوز است.
اما با توجه نوسانات قیمت ارز گرایش به آنها بیشتر نیز می شود.

ناگفته نماند که برخی خدمات و مزایایی که این شرکت ها در سطح جهانی ارائه می کنند مورد حمایت قانون ایران نیست.
حتی بعضی از سفر ها و پاداش های غیر نقدی شان خلاف قوانین و آئین نامه های ایران نیز هست.
بنابراین بسیاری از کسانی که امروز و به طور زیر زمینی با شرکت های خارجی همکاری می کنند نیز علاقه ای به حضور شرکتشان در ایران ندارند.

اضافه می کنم که شرکت های خارجی که به زیر زمینی های ایران سرویس می دهند هم از این وضعیت ناراضی نیستند.
عملاً با هزینه ای بسیار پایین تر از حضور خودشان از مزایای بازار ایران استفاده می کنند.
یکی از ساده ترین این مزیت ها عدم تعهد در قبال تحویل محصول است.

تعهدات زیر زمینی

محصولات این شرکت ها توسط شبکه انسانی مجموعه های داخلی از کشور های اطراف قاچاق می شوند.
مثلاً فلان شرکت خارجی محصولات خود را در کشور ارمنستان، دوبی، ترکیه، گرجستان و یا هر کشور همسایه دیگر تحویل می دهد.
از آن به بعد شرکت هیچ مسئولیتی نسبت به دزدی، جابه جا شدن سفارش و خرابی محصول در مسیر قاچاق تا ایران ندارد.
حتی احیاناً در صورت مطرح شدن این مسئله اظهار بی اطلاعی می کند.

نتورکر های زیر زمینی ما هم البته از روی نیت خیر به این موضوع دامن می زنند.
آنها زنجیره قاچاق، هزینه ارسال، زمان ارسال و حتی سهم قاچاقچی را عالی پرزنت می کنند.
طوری که هر شنونده بی اطلاعی جذب این رفتار سیستماتیک می شود.

قصدم از مطرح کردن این موضوع زیر سوال بردن کار هیچ کسی نیست.
به هر حال امیدوارم هر کسی با دید باز در مورد تجارت و درآمدش تصمیم بگیرد.
بر عکس منظورم دقت به این موضوعه که چه لزومی دارد با وجود مزیت سود بی مسئولیت از ایران، نتورک های خارجی هزینه ورود به ایران را متحمل بشوند.
آنها می توانند با ظاهری بی اطلاع و بدون مسئولیت، از راه دور بازار ایران را پوشش دهند.

مراحل حضور شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی در ایران

بیایید فرض کنیم که نتورک های خارجی همین امروز تصمیم به حضور رسمی در ایران بگیرند.
از آنجایی که بالاخره “خارجی” هستند، مهارت و علاقه شان به دور زدن قوانین به اندازه ما نیست.
احتمالاً آنها به جای اینکه به دنبال پیدا کردن منافذ قانون و ضعف های اجتماعی باشند، بر طبق روند کاری طرح تجاری خودشان عمل می کنند.

مثال صحبتم حضور قانونی شرکت اوریف لیم به عنوان یک شرکت موفق بین المللی، در دهه هشتاد در ایران است.
در آن دوره هنوز کمیته نظارت تشکیل نشده بود و هر گونه شبکه سازی مشکوک بود.
از طرفی انواع شرکت های بازاریابی شبکه ای خارجی، ایرانی و “ایرانیان خارجی نما” مثل قارچ سبز می شدند. هر کدام سهمی از بازار تشنه نتورک ایران طلب می کردند.

قوانین و مقررات حضور شرکت های خارجی در ایران

در اواسط این دهه (سال ۸۴)، برخورد جدی و هشدار های رسانه ای شدیدی علیه شرکت کیونت (گلد کوئست) وجود داشت.
به همین دلیل حجم زیادی از نتورکر های زیرزمینی کوئست ایران طعمه انواع این قارچ ها بودند. این افراد طعم تصاعد را چشیده بودند اما ترس و احتیاط اجازه همکاری با کوئست را بهشان نمی داد. بنا براین انگار خودشان دنبال شرکتی بودند تا به آن پناه ببرند و نتورک کار کنند.
البته به لطف همین پشتکار آنها در نهایت در سال ۸۸ این تجارت در ایران چهارچوب مند شد.

اما در بین تمام این شرکت ها، اوریف لیم با وقار سوئدی خود وارد ایران شد.
او ابتدا به مدت کمتر از سه سال فقط محصولات خود را به صورت فروش مستقیم ارائه می داد.
در این سه سال فعالیت شبکه سازی انجام نداد.
بلکه مغازه هایی را به عنوان نمایندگی در نظر گرفت تا محصولات خود را آنجا ارائه کند.
این کار هم باعث شناخت شرکت از بازار شد و هم برند محصولاتش در ایران شناخته شد.

بازار شناسی

در مرحله بعد تو همان مغازه ها فرم هایی را برای عضویت باشگاه مشتریان ارئه داد.
این کار باعث جمع آوری بانک اطلاعات مشتریان برای شرکت شد.
شاید براتون جالب باشه که همان موقع هم موازی با کار رسمی شرکت، مجموعه های زیرزمینی اوریف لیم ارمنستان، آذربایجان و غیره در ایران مشغول فعالیت بودند.
اما حتی کاتالوگ رسمی محصولات شرکت در ایران با تمام آن کشور ها متفاوت بود.

به هر حال اوریف لیم بعد از حدود سه سال دفتری در ایران تاسیس کرد.
همچنین از طرح درآمدی خود رو نمایی در ایران رو نمایی کرد.
جالب آن که فرم ها، کاتالوگ ها، جزوه ها و حتی مجلاتی با کیفیت به زبان فارسی برای نتورکر هایش چاپ می کرد.
در صورتی که ما زیرزمینی های ایرانی کم توقع بار اومده بودیم.
آنقدر که برای جذبمان نیازی به این همه بریز و بپاش نبود.
همین که دفتر رسمی داشت و به ما محصولی قابل لمس می دادند کلاهمان به هوا بود.
آن روز ها حتی کسی طرح های جدا شونده (Break Away) را نمی شناخت.
به دلیل علاقه شدید ما به “حدس” به جای “مطالعه” اکثراً خیال می کردیم که این طرح جدید تر از باینری است.

در نهایت هم با اعلام ممنوعیت کارش در ایران، خیلی محترمانه وسایلش را جمع کرد و رفت.
به جز چند بازجویی ساده و تهدید های فریبنده ترسناک برای کنترل اوضاع، خطری نتورکر هایش را هم تهدید نکرد.
این در شرایطی بود که بازداشت گاه ها هر روز از نتورکرهای یک دفتر زیرزمینی در تهران پر می شد.
آنچنان هم فرقی نمی کرد شرکت ایرانی باشد یا خارجی، به حق باشد یا هرمی و کلاه برداری!
همه از لب تیغ می گذشتند اما اوریف لیم بحثش جدا بود.

قانون مداری

به هر حال اوریف لیم همرنگ جماعت ما نشد و با سیستم خود کار کرد.
احتمالاً هر شرکت نتورک مارکتینگ خارجی موفق دیگر هم رویه ای مشابه دارد.
امروز نیز به ظاهر شرایط ما تغییر کرده.
علاوه بر گذشت یک دهه و تجربه ۸ سال نتورک با حمایت دولتی، تکنولوژی مان هم پیشرفت کرده است.
وجود اینترنت دسترسی مان را به اطلاعات و تجربیات بین المللی بیشتر کرده است.

البته لزوماً سطح مطالعه مان را بالا نبرده.
اما برای آن دسته اندکی که ترجیح شان تحقیق و تحلیل است مسیر هموار تر شده.

قصدم به هیچ وجه تقدیس اورف لیم نیست.
مسلماً سود آوری و گسترش تجارتش اولویتش بوده نه این که به داد نتورکر های ایران برسه.
بلکه اوریف لیم مثالی است از یک شرکت بازاریابی شبکه ای خارجی موفق که همکاری با آن در همان چند سال محدود، درس ها و تجربیات ارزشمندی را برای نتورک ایران داشته.

اکثر شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی موفق از مسیر هایی سیستماتیک و مشابه اوریف لیم کارشان را گسترش می دهند.
آنها حاضر نیستند شخصیت برندشان را هزینه کنند تا از هر روشی صرفاً درآمد کسب کنند.

از طرفی فکر می کنند “سری رو که درد نمی کنه دستمال چرا ببندیم؟”!
وقتی مردم ایران انقدر مشتاقانه قوانین شان را دور می زنند، نشستن در مرز های نزدیک هم سودش بیشتر است هم محدودیت و مسئولیتش کمتر!

وضعیت قانونی امروز

اما این حرفها دخلش به وضعیت امروز و ورود شرکت های بازاریابی شبکه ای خارجی چیست؟
دبیرخانه کمیته نظارت تنها مرجع رسمی کسب مجوز هر گونه فعالیت شبکه ای در ایران است.
طبق گزارش این دبیرخانه هنوز هیچ شرکت خارجی برای اخذ مجوز اقدامی نکرده است.
البته در لیست شرکت های دارای مجوز اسم شرکت “جی ام اوشن” به عنوان یک شرکت نیمه خارجی به چشم می خورد.
اما این شرکت بیشتر شبیه برادرزاده کوچک شرکت اصلی چینی است تا نماینده آن.

این طور برداشت می شود که یا قوانین آئین نامه های ما محدود کننده است.
آنقدر که شرکت بازاریابی شبکه ای خارجی تمایل ندارند با آئین نامه های ما منطبق شوند.
یا بیرون گود نشستن و سود زیرزمینی برایشان کافی است.
به قولی ترجیح می دهند درگیر بازار اقتصادی نابالغ ایران نشوند.

حرف آخر

تا اینجا با روند کاری شرکت های نتورک مارکتینگ خارجی در ورود به حوزه های جدید جغرافیای صحبت کردیم.
در ادامه بحث می کنیم که شرایط امروز ایران چگونه است و چه تاثیراتی را با فرض ورود شرکت های بین المللی پیش بینی می کنیم.
می توانید مطلب “ورود شرکت های نتورک بین المللی چه شرایطی را در ایران ایجاد می کند؟” از اینجا مطالعه کنید.


برچسب ها :